گزارشی از زندگی شهید محسن اسلام دوست
دره ماریان سقز شاهد عروج شهید محسن اسلام دوست است. او در نیمه ماه رمضان به دنیا آمد. جسم و روحش پا به پای انقلاب بزرگ شد. آنقدر تاثیرگذار بود که حتی توسط منافقین نیز تهدید شده بود
مولود رمضان در دره ماریان حصار دشمن و دنیا را یکجا شکست+عکس
حاشیه وداع با پیکر شهید مدافع حرم «علیرضا قبادی»؛
مادر به سختی از پیکر شهید جدا شده و پس از کشیدن نفس عمیق، گفت: «فرزندم فدای امام حسین(ع)» و خطاب به شهید می‌گوید: «با حضرت زینب (س) و امام حسین (ع) محشور شوی علی جان».
آخرین دعای مادر هنگام وداع با پیکر فرزند/ وداعی از جنس ایثار
دقایقی پیش صورت گرفت؛
دقایقی پیش خانواده شهید مدافع حرم علیرضا قبادی با پیکر شهید خود در معراج شهدا وداع کردند.
آخرین وداع با پیکر مطهر شهید مدافع حرم علیرضا قبادی
خرمشهر، شهر حماسه های ماندگار:
همسر شهید گفت: امیرحسین را با لباس مقدس سپاه، به خاک سپردند. ساعت و انگشترش همچنان بر دستش بود. ساعت را برای یادگاری برداشتیم اما انگشتر از دستش خارج نشد. در آن لحظه به یاد قول همسرم در هنگام عقد افتادم که گفت: «انگشتر ازدواج‌مان را هرگز از دستم خارج نمی‌کنم.» زندگی مشترک ما سه روز طول کشید.
فاصله سه روزه «ماه عسل» تا «راه بهشت»
محمدجواد گوردینی با بیان اینکه زمانی که خبرنگاران وارد صحنه نبرد شدند، هیچ تجربه‌ای نداشتند و به مرور به طور تجربی آموزش خبرنگاری را فرا گرفتند، گفت: اگر بتوانیم نسل جوان را آموزش دهیم، برای حوادث بعدی خبرنگار زبده آماده به خدمت داریم.
خبرنگاران را به سلاح «آموزش» تجهیز کنیم/ «اتحاد»؛ حلقه مفقوده فضای خبری
پای درد و دل مادر" شهید علی اکبر حسین پور"
سختی روزگار امرار معاش را برایش سخت کرده بود. بر روی چهره سفید و سیمای نورانی‌ و چروکیده اش، سختی دوران طراحی شده بود. اما لبخندی هر از چندگاه کلمات رنجیده خاطرش را مشایعت می کرد که نشان از استواری و استقامت او داشت...
حکایت دردی که هنوز تازگی داشت...
این لباس را پیش از آخرین اعزامش بر تن داشت. وصیت کرده‌ام، پیش از اینکه از دنیا بروم، این لباس را در کنارم بگذارند تا با آرامش به فرزند شهیدم ملحق شوم.
می‌خواهم با سند شهادت پسرم به دیدار خدا بروم
«مصطفی احمدی روشن» در جوانی قله‌های معرفت را از مسیر علم فتح کرد و چراغ راه جوانان اهل علم، ایمان و معرفت شد.
«مصطفی»؛ چراغ راه جوانان اهل علم و معرفت
وقتی صحبت از دوران دفاع مقدس به میان می آید شاید کمتر کسی تصورش را بکند که در دوران هشت ساله دفاع مقدس، رزمندگان اسلام برای خانواده های دشمنان خود غذا و مایتاج ببرند.
ماجرای سخاوت بزرگ مردی که فرمانده دلها بود
زمان به دنیا آمدن فرزند دومش، نگران حال همسرش بود. پله‌های بیمارستان را از اضطراب مرتب بالا و پایین می‌رفت. گفتم: دعا بخوان، آرام باش. احمد گفت: «انتظار فرج از نیمه خرداد کشم». گفتم: سخن امام خمینی (ره) است. با خنده گفت: «آرزو بر جوانان عیب نیست».
آرزو بر جوانان عیب نیست/ دعای شهید عطایی در حق فرزندش چه بود؟

Page Generated in 0.1433 sec