شناسه خبر: 6363 منتشر شده در مورخ: 1395/10/8 ساعت: 16:11 گروه: شهید روز  

سفره زندگی‌اش تهی از غیبت بود/ بساط نماز اول وقتش در تیررس دشمن هم پهن می‌شد

معتقد بود؛ برای غیبت کردن دلیلی وجود ندارد، از این رو اگر از کسی ناراحت هستیم، باید به خودش بگوییم. غیبت نمی کرد و به کسی هم اجازه غیبت کردن نمی‌داد.

سفره زندگی‌اش تهی از غیبت بود/ بساط نماز اول وقتش در تیررس دشمن هم پهن می‌شد

به گزارش بسیج رسانه،  عملیات کربلای 4 در دوران دفاع مقدس یکی از عملیات هایی بود،که رزمندگان اسلام با مصایب و مشکلات بسیاری روبرو شدند. لو رفتن عملیات باعث شد تا نیروهای رزمنده شجاعی که برای مبارزه وسیع و همه جانبه به میدان نبرد آمده بودند، به نتیجه مطلوب دست نیابند. این حربه های دشمن زمینه ساز تدبیر جدید فرماندهان شد. همان فرماندهانی که دلسوزانه با جانفشانی معبر و محورها را بازکردند و زمینه فتح حماسه ای دیگر را در آینده ای نه چندان دور فراهم آوردند. شهید «حسینعلی حیدری» یکی از فرماندهان محور عملیاتی در دوران دفاع مقدس بود که توانست رزمندگان را به همراه شهید «سید جلالی» از معبر عبور دهد و جان رزمندگان یک گردان را نجات بخشد. وی مزد زحماتش را در  عملیات کربلای 4 دریافت کرد و جام شهادت نوشید. شهید حیدری در آن دوران فرمانده بسیج سپاه آبادان و نیز فرمانده ادوات نیروی دریایی سپاه پاسداران نیز بوده است.

 

گفت و گویی از «سعید حیدری» برادر شهید «حسینعلی حیدری» و از رزمندگان دوران دفاع مقدس انجام داده است که در ادامه می خوانید:

 
عملیات کربلای 4 عملیات نظامی و تهاجمی رزمنده های ایران در جنگ تحمیلی عراق به ایران بود. این عملیات در تاریخ پنجم دی 1365 با رمز  «محمد رسول الله (ص)» در محور ابوالخصیب به صورت گسترده به فرماندهی سپاه انجام شد. متاسفانه به دلیل مطلع شدن دشمن از عملیات و حایز اهمیت بودن این منطقه سوق الجیشی باعث شد، روند این عملیات با موانع و سختی های بسیاری همراه باشد. یکی از مناطق حساس عملیات جزیره ام الرصاص و نوک بوارین بود که به رغم تلاش بسیاری که برای تصرف آن انجام شد، موفقیت آمیز نبود به گونه ای که دشمن با شلیک زیاد تیربارهایش برروی آب، از عبور نیروها از تنگه ام الرصاص به بوارین جلوگیری کرد. دشمن به این منطقه سوق الجیشی  حساسیت نشان می داد و  از موانع طبیعی و مصنوعی بهره می برد، به همین دلیل تعدادی از رزمندگانی که در این منطقه (عملیات کربلای 4) حضور داشتند، به دلیل حجم سنگین آتش دشمن بعثی معبر پاک سازی شده را گم می کنند و همین عامل باعث شد که نیروهای خودی بسیاری در این محور زخمی و یا شهید شوند.
 
 سند بهشت درگرو نجات یک گردان /لباسش درجه اش رانشان نمی داد
 
 نجات یک گردان
 
در نیمه شب چهارم دی سال 1365  به حسینعلی خبر می دهند که رزمندگان عملیاتی معبر باز شده برای عبور نیروهای خودی را گم کرده اند و جانشان در خطر است. برادرم که فرمانده محور عملیاتی لشکر 17 علی بن ابیطالب (ع) بود و خیلی خوب منطقه و همه راهها را می شناخت به همراه سید جلالی که قبل از عملیات محورها را شناسایی کرده بودند، وارد میدان مین شد و رزمندگان را از معبرهایی که ازقبل پاک سازی شده بود، عبور داد که اگر این کار صورت نگرفته بود، 2 گردان  600 نفری متحمل صدمات جبران ناپذیری می شدند.
 
        
حسینعلی فرمانده گردان و مسئول محور عملیات درکربلای 4 بود. از آنجا که  منطقه را خیلی خوب مثل کف دستش می شناخت ، توانست نقش کلیدی در این عملیات ایفا کند و همین عامل باعث نجات رزمندگان در این محور شد؛ ولی در موقع برگشت از خاکریزها خودش مورد اصابت تیر دشمن بعثی قرار گرفت و به شهادت رسید. من معتقدم وی راه عبور رزمندگان به عملیات را بازکرد از این رو مسیر ورود به بهشت برایش هموار شد. پیکر برادر شهیدم به دلیل شدت حمله و آتش جنگ در منطقه عملیاتی کربلای 4 ماند و بعد از گذشت 21 روز جنازه برادرم حسینعلی به عقب برگشت.
 
   راه عبور رزمنگان  گردان را بازکرد مسیر ورود به بهشت برایش هموارشد
 
پس از شهادت شهید «حمید قبادی نیا» وی به سمت فرمانده جایگزین منصوب شد. این انتصاب زمانی اتفاق افتاد که فرماندهان مدت ها به دنبال تعیین جانشین برای فرماندهی بودند. به دلیل نوع ارتباط و برخورد شهید حیدری با رزمندگان که خیلی صمیمی و خاص بود، وی را جایگزین شهید قبادی نیا کردند. عده ای از فرماندهان و رزمندگان رفتار این شهید را همانند شهید بروجردی می دانستند.

شهید حیدری در عملیات شکست حصر آبادان نقش فعالی برعهده داشت. همیشه برای جنگیدن پیشاپیش نیروهای رزمنده حرکت می کرد و  زودتر و پیشقدم تراز همه به راه می افتاد تا دیگران پشت سرش قدم بردارند. خودش پیشگام و جلودار در صحنه رزم بود. هرگز به رزمنده ها دستور و اجازه نمی داد که  ابتدا پیشقدم شوند.
 
قبل از عملیات والفجر 8 برای انجام شناسایی با عبور از موانع و خریدن خطر به جان تا پشت محل فرماندهی عراقی ها پیشرفته بود و توانسته بود، اطلاعات ارزشمند و سری برای انجام موفقیت آمیز عملیات به دست آورد.
 
نسبت به بیت المال حساس بود
 
آنقدر به حفظ بیت المال اهمیت می داد که حتی با ماشین سپاه در محورهای عملیاتی جابه جا نمی شد. برای تردد در محورها با موتور و یا ماشین یکی از دوستانش  می رفت. زمان جنگ تحمیلی هر وقت می خواست به مرخصی برود 24 ساعته می رفت و برمی گشت. معتقد بود برای غیبت کردن دلیلی وجود ندارد، از این رو اگر از کسی ناراحت هستیم باید به خودش بگوییم. غیبت نمی کرد و به کسی هم اجازه نمی داد، غیبت کند.
 
حدود یک سال مسئول بسیج کردستان بود. زمانی که شهید شد به کردستان رفتم. وقتی فهمیدند برادر حسینعلی هستم  70 کیلومتر آمدند تا من را بینند. پس از مطلع شدن از خبر شهادت برادرم برایش مراسم یادبود گرفتند.

دستور نمی داد

ازجمله خصلت های خوب برادرم این بود که در هنگام امر به معروف به گونه غیر مستقیم عمل می کرد. همواره می کوشید از در دوستی وارد شود و با روابط صمیمانه کارها را پیش ببرد. اگرچه فرمانده بود؛ اما هیچ گاه دستور نمی داد.

یکی از خاطراتی که از برادرم به ذهن دارم آن است که در دوران همرزمی من با حسینعلی در جبهه یکی از رزمنده ها  از من درخواست کرد؛ شما از برادرتان برای من مرخصی بگیرید. گفتم به خودش مراجعه  و در خواست خودت را مطرح کن. وقتی نوجوان کم سن و سال رزمنده درخواست خود را با حسینعلی در میان گذاشت وی را بوسیده و بغل کرده بود. نوجوان رزمنده وقتی با برادرم روبه روشده بود، برادرم به وی گفته بود ببخشید باید بیشتر به رزمنده های کم سن و سال توجه کنیم و مبلغی هم به هدیه وی داده بود.
 
 راه عبور رزمنگان  گردان را بازکرد مسیر ورود به بهشت برایش هموارشد
 
 
فقط فرمانده نبود

حسینعلی فقط به عنوان فرمانده نمی شناختند،بلکه انسانی عارف و مخلص بود، که همه کارهایش را برای رضای خدا انجام می داد. نماز اول وقت، دادن خمس و زکات و انفاق به افراد نیازمند ازجمله خصوصیات اخلاقی اش بود. بین افراد مختلف تبعیض قائل نمی شد. فرقی برایش نمی کرد دوست یا برادرش باشی. با همه یکسان برخورد می کرد.
 
ارتباط مستمر و خوبی با خدا برقرار می کرد، نماز اول وقتش در هیچ شرایطی حتی درنقطه تیر رس دشمن فراموش نمی شد و همان اول وقت نمازش را می خواند.

در سال 1360 ازدواج کرد مراسم ازدواجش بسیار ساده و اسلامی بود، حسینعلی وقتی برای مراسم ازدواجش مرخصی گرفت و رفت به من  اطلاع نداد،تا یکی از ما در سنگردفاع مقدس بماند. فاطمه تنها یادگار زندگی مشترک حسینعلی در زمان شهادت پدرش فقط 2 سال داشت.

حسینعلی شاگرد ممتاز مدرسه در سال سوم دبیرستان بود همزمان با  سال  1359 که جنگ آغازشد به جبهه رفت.  هر وقت به وی گفته می شد درس بخوان می گفت:بعداز اتمام جنگ به ادامه تحصیل می پردازم،فرصت برای درس خواندن بسیار است. با این که در زمان دفاع مقدس امکان ادامه تحصیل فراهم بود. ولی فکرش مشغول دفاع مقدس بود والویت را مبارزه در راه خدا می دانست و دراین راه به شهادت رسید.

حسینعلی فرمانده بسیج سپاه آبادان در جزیره بوارین درتاریخ چهارم دی ماه 1365 در عملیات کربلای 4 به شهادت رسید.

 

انتهای پیام/

    google-buzz twitter digg facebook linkedin
نظرات بینندگان
نظر شما
نام: ایمیل:
نظر:
کد امنیتی:
captcha
Page Generated in 0.1132 sec