شناسه خبر: 49891 منتشر شده در مورخ: 1397/5/21 ساعت: 00:32 گروه: استان ها  
نماینده سابق مجلس مطرح کرد:

بی اعتمادی مردم به مسئولان، بالاتر از مشکل سکه و ارز است

جعفر قادری نماینده سابق شیراز در مجلس شورای اسلامی گفت: مشکل امروز جامعه ما مشکل سرمایه نیست، مشکل بحران اعتماد بین مردم و مسئولین است. اگر نتوانیم این بحران را حل و اعتماد ها را برگردانیم هر چقدر هم دلار و سکه تزریق و یا مسائل اقتصادی را حل کنیم باز نمیتوان آن را برطرف نمود.

بی اعتمادی مردم به مسئولان، بالاتر از مشکل سکه و ارز است
 
به گزارش روابط عمومی بسیج رسانه فارس: جعفر قادری نماینده سابق شیراز در مجلس شورای اسلامی روز گذشته در جمع آمرین به معروف و ناهیان از منکر استان فارس حاضر شد و نکاتی را در این خصوص بیان داشت. مشروح سخنان وی به شرح زیر می باشد:
 
امر به معروف و نهی از منکر در عملکرد مسئولین و متولیان تاکید شده است
این روزها تصور جامعه در مورد امر به معروف و نهی از منکر این است که صرفا یک موضوع دینی است در صورتیکه بر اساس توصیه هایی قرآن و نهج البلاغه آنچنان که به فریضه امر به معروف و نهی از منکر در عملکرد مسئولین و متولیان تاکید شده است راجع به رفتار مردم تأکید نشده است و ما متاسفانه بخش های مهم آن را رها کرده  و به مسائل ظاهری پرداخته ایم. بنابراین در این موضوع شاهد پیشی گرفتن جوامع دیگر و کشورهای غربی هستیم چرا که نسبت به آموزه های اسلامی کاربردی تر عمل می کنند.                                                                                  
مشکلی عدم اعتماد مردم به مسئولان، بالاتر از مشکل سکه و ارز
مشکل امروز جامعه ما مشکل سرمایه نیست، مشکل بحران اعتماد بین مردم و مسئولین است. شفاف نبودن زندگی مسئولین وعملکرد آن ها موجب ایجاد بی اعتمادی هایی شده تا مردم حرف مسئولین را قبول نکنند و گرفتار بحران اعتماد شوند. اگر نتوانیم این بحران را حل و اعتماد ها را برگردانیم هر چقدر هم دلار و سکه تزریق و یا مسائل اقتصادی را حل کنیم باز نمیتوان آن را برطرف نمود.
 
شفافیت، اولین گام مسئولان برای برگرداندن اعتماد مردم
اگر بخواهیم انتظارات و محورهایی که برای موضوعات امر به معروف و نهی از منکر مورد توجه و تاکید قرار بگیرد یا خصوصیت ها و ویژگی هایی که یک مسئول باید داشته باشد تا بتوان به واسطه آن اعتماد مردم را برگرداند، این موارد را مورد اشاره قرار می دهم.
 
یکی از آن موضوعات بحث شفافیت است. در جامعه امروز مردم احساسشان این است که مسئولین آنچه می گویند با آنچه عمل می کنند متفاوت است. اگر به زندگی معصومین علیهم السلام و صدر اسلام  باز گردیم می بینیم که برگ برنده آن ها نسبت به مردم شفاف بودن زندگی آنان است. اینطور نبود که مسئله ای را اظهار کنند ولی در عمل چیز دیگری را دنبال کنند.
 
مسئولین اگر توانستند شفاف عمل کنند، باید بمانند. بنده تا زمانی که به عنوان مسئول انتخاب نشده ام دلیلی ندارد که مردم از زندگی من آگاه شوند ولی وقتی که مسئولیت را پذیرفتم نمی توانم بگویم زندگی، باورها و مسائلم به خودم ارتباط دارد.
 
فساد، دومین عامل بی اعتمادی مردم به مسئولان
مسئله بعد مسئله فساد است. ما فساد سیستماتیک در کشور نداریم یعنی مانند کشورهای غربی باندهای فساد اخلاقی، مالی، مواد مخدر و موضوعات دیگری که نتوانیم با بزرگان این باندها برخورد کنیم وجود ندارد. حاکمیت ما نشان داده که با مسئله فساد برخورد کرده است اما باید با کلیه افراد مفسد برخورد شود.
 
اینگونه نباشد که نسبت به فساد دیگران حساس باشیم و آن را بزرگ جلوه دهیم اما مسائلی که به خود و خانواده مان و هم جناحی های ما مربوط می شود آن ها را نادیده بگیریم بنابراین بحث صداقت بسیار مهم است.
 
یکی از مسئولان میگفت: بنا نیست که ما هر قولی میدهیم وفا کنیم! 
چرا در جوامع دیگر نگاه میکنیم که فلان مسئول مثلا در بحث مالیات ها اگر یک دروغی گفته با وی برخورد می کنند و مجبور به استعفا میشود. مثلا چند سال قبل در پر کردن اظهارنامه مالیاتی، مالیاتش را به درستی ابراز و اعلام نکرده و حالا افشا شده و به خاطر این دروغگویی وادار به استعفا می شود اما در کشور ما، مسئولی داشتیم که به او میگفتیم چرا وعده میدهی؟ میگفت: بنا نیست که ما هر قولی میدهیم وفا کنیم! بنابراین بحث صداقت بحثی است که حتما باید روی آن حساسیت و تاکید به خرج داد و مسئولان باید صادقانه با مردم حرف بزنند.
 
سومین عامل، دیانت به دور از ظاهر فریبی است
بحث بعد دیانت است. ما اگر دیانت داشته باشیم و مسئولین ما مومن و متدین باشند و مسائل دینی را برای ظاهرفریبی انجام ندهند، این آموزه های دینی ایجاد صیانت می کند و مسئولین را از انحرافات نجات می دهد.
 
شهامت و جسارت دیگر عوامل جلب اعتماد است 
بحث بعد بحث شهامت و جسارت است. مسئولین ما باید شهامت و جسارت داشته باشند. اگر امروزه توانستیم در صحنه های مختلف موفق شویم بخاطر حضور افراد جسور و با شهامت است. اگر می بینیم در مسائل کشور اتفاق خاصی نمی افتد بخاطر این است که مطلب روشن است اما مسئول جرات و جسارت ندارد. هزار ملاحظه دارد که حالا اگر ما این کار را کردیم چی میشود؟ چنین فردی اصلا به درد مسئولیت نمیخورد.
 
ما حتی در جوامع غیر اسلامی هم می بینیم افرادی که در حوزه های مختلف از جمله مالی موفق شده اند جرات و جسارت انجام کارها را داشته اند. مسئولین ما باید به موقع تصمیم درست بگیرند و به موقع اجرا کنند و از مخاطرات آن تصمیم نترسند البته نباید بدون مقدمه و بدون سنجیدن جوانب و پیامدها عمل کنند؛ اما وقتی که تصمیم گرفتند باید در اجرای آن جرات و جسارت نشان دهند.
 
عدالت رکن اساسی نظام و یکی از مهمترین عوامل جلب اعتماد مردم
بحث بعد بحث عدالت است. یکی از ارکان مهم نظام ما عدالت است. برگ برنده مسئولین ما این است که در تصمیم هایشان عادلانه برخورد کنند همان طور که معصومین علیهم السلام ، بزرگان و ائمه ما  اینگونه بوده اند.
 
مسئولی که به عدالت اعتقاد نداشته باشد نمی تواند سرمایه مردمی را به خود جذب کند و نمی تواند اعتماد مردمی را هم فراهم کند. 
 
مسئله عدالت با مساوات کاملا متفاوت است. 
 
چرا بسیاری از جناح ها و جریان ها در مقاطعی مورد توجه مردم قرا نمی گیرند؟ چون در مواقعی اگر یک فرد از طیف خودشان کار خلافی می کند و مرتکب جرمی می شود این خلافش را نادیده می گیرند و به راحتی از آن می گذرند ولی در مقابل سوءاستفاده دیگران شدیدا برخورد می کنند.  اگر بحث عدالت به عنوان یک رکن کلیدی و اساسی مورد توجه قرار گیرد خیلی از مسائل حل می شود. مردم اگر احساس کنند که دولت مردان و حاکمیت به عدالت تعهد دارند در مقاطع و موقعیت های حساس و بزنگاه ها هم به کمک حاکمیت می آیند.                      
 
مردم داری، یکی دیگر از عوامل بازگشت اعتماد                                    
بحث بعدی، بحث مردم داری است. ممکن است بعضی از سیره های رفتاری پیامبر یا امامان از نظر مادی خیلی جایگاهی نداشته باشد. برای مثال حضرت علی(ع) که بخش قابل توجهی از کشورها را اداره میکرد خودشان به جمع مردم می رفتند، آذوقه برای افراد بی بضاعت می بردند و فاصله ای بین خود و مردم قائل نبودند اینها ممکن است در جوامع مادی ارزش و جایگاهی نداشته باشد ولی در همان جوامع مادی مسئولینی که مردمی برخورد می کنند وجهه و اعتبار مردمی دارند.
 
مثلا میبینیم که مرکل صدر اعظم آلمان خریدهایش را خودش انجام میدهد یا فلان مسئول کشور اروپایی با دوچرخه در بین مردم حضور پیدا میکند. یا در یک سفری که به کلمبیا رفته بودیم در یک پرواز هشت ساعته بین اسپانیا و کلمیبا دیدیم یک نفر در هواپیما با همه احوال پرسی میکند که گفتند این رییس جمهور کلمبیا است.کشوری پر از باندهای تبهکاری اما رییس جمهورش با یک پرواز عمومی و پوشش عادی بدون هیچ محافظی پرواز میکند. ما دم از اسلام و مردمی بودن میزنیم اما آنها در بسیاری از مسائل از ما جلوترند.
 
یکی از مشکلات جامعه ما این است که فاصله بین مردم و مسئولین زیاده شده است. اتفاقی که در تبریز افتاد را یادتان هست؟مگر امام جمعه محترم آل هاشم چه کار خاصی انجام داد؟ایشان سریع شکاف بین خود و مردم را از بین برد و فاصله ها را کم کرد.
 
همانطور که شاهد زندگی رهبری هستیم که دوست و دشمن نمیتوانند بگویند که رهبری دنبال تجمل و کارهای تشریفاتی و مسایل این چنینی است. زیلو های حسینیه امام را نگاه کنید یا مثلا زندگی شخصی شان یا اخیرا کفش آقازاده شان که سوژه شد.
 
تعقّل و تفکر
بحث بعد تعقل و تفکر در کارها است، خیلی از تصمیماتی که مسئولین ما می گیرند متاسفانه پشتوانه ی منطقی ندارد و چون منطبق بر علم و دانش نیست مورد قبول واقع نمی شود. 
 
وقتی انگیزه های سفته بازی در کنار معاملات وارد شد و افراد سعی در حفظ قدرت خریدشان داشته باشند می روند از ارز و سکه استفاده می کنند بنابراین این سوال پیش می آید که آیا می توان هرچقدر افراد تقاضا داشتند ارز و سکه به بازار تزریق کرد؟ ایا منطقی است که من ریالم را به ارز تبدیل کنم و در خانه نگهداری کنم؟
 
سرمایه باید داخل تولید شده و منشا ارزش شود نه اینکه بیاید در خانه ها حبس گردد. شما صرف اینکه بخواهید نقدینگی را جمع کنید بگویید بیایید سکه بخرید سپس یک نفر بیاید 38000سکه خریداری بکند که چه شود؟ شما کل موجودی سکه هایتان را آوردید در خانه مردم آیا این کار درست است؟ ما باید کاری کنیم که این سکه ها و جواهرات مردم از خانه خارج بشود و به عنوان پشتوانه ای برای تولید کشور محسوب شود.وقتی تصمیمات معقول و منطقی نیست نباید انتظار داشته باشیم که مردم بپذیرند و قبول کنند.
 
مسئولان باید مسئولیت پذیر باشند
بحث بعد،مسئولیت پذیری مسئولین است.این برای جامعه ما خیلی پذیرفته نیست که در کشورهای غربی اگر اتفاقی می افتد یک نفر احساس مسئولیت میکند و سریع استعفا میکند هرچند که آن اتفاق مستقیما با وی در ارتباط نباشد چراکه می گوید در زیر مجموعه من بالاخره این اتفاق افتاده است. ولی در نظام ما مسئول ما نه تنها مسئولیت این کار را نمی پذیرد تازه طلبکار هم هست! این کار میتواند بالاخره تسکینی برای مردم باشد. این باعث خارج شدن فرد از گردانه مدیریتی نمی شود بلکه به عنوان یک حسن و مزیت بشمار می رود که مسئولی در این شرایط که همه سعی دارند مسئولیت ها را به دوش دیگران بیندازند گفته که من مسئولیت این کار را می پذیرم.
 

این چند مورد،مواردی بود که مسئولین باید به این سمت حرکت کنند تا موفق باشند و بتوانند مردم را با خود همراه کنند.

    google-buzz twitter digg facebook linkedin
نظرات بینندگان
نظر شما
نام: ایمیل:
نظر:
کد امنیتی:
captcha
یادداشت
مقالات
Page Generated in 0.0773 sec