شناسه خبر: 49305 منتشر شده در مورخ: 1397/1/15 ساعت: 09:34 گروه: اخبار  

بایدها و نبایدها در فرهنگ اینترنتی

آیا فضاهای ارتباطی و اجتماعی اینترنت فرهنگ دارند؟ ویژگی‌های آنها چیست؟ آیا نظام‌های ارزشی فرهنگی ملی یا قومی برفضای مجازی حاکم‌اند؟

بایدها و نبایدها در فرهنگ اینترنتی

به گزارش بسیج رسانه،

رابطه کامپیوتری بین انسان‌ها روز به روز فراگیرتر می‌شود.کامپیوترهاروز به روز از طریق شبکه‌های محلی و جهانی و نیز از طریق فناوری بی‌سیم به یکدیگر پیوند می‌خورند.ارتباط گسترده،هر روز بیش از پیش سرعت انتقال عکس، صدا، فیلم و اطلاعات را افزایش می‌دهد. فناوری‌های کامپیوتری امکان تعامل انسان ـ ماشین را به شکلی کاملاً جدید وبدیع وهمچنین امکان تعامل انسان ـ انسان در فضایی مجازی را فراهم می‌کنند. تعامل انسان با انسان سنگ‌بنای فرهنگ است.مدل توسعه فرهنگی لوریا و ویگوتسکی نشانگر نیاز به بذل توجه به فرهنگهای فضای مجازی در هرگونه بررسی درخصوص ارتباطات انسانی کامپیوتر محور است چراکه این امر مستلزم کنش‌های ارتباطی و رفتاری‌ای است که انسان‌ها به هنگام تعامل با محیط اطراف خود انجام می‌دهند.

شاید یکی از برجسته‌ترین ویژگیهای پیکره ادبیات رایج درفرهنگ مجازی تقریباًمتضاد بودن مباحث مربوط به تمام موضوعات باشد. تعدادی از پژوهشگران این تناقض‌ها را به طور مستقیم بررسی می‌کنند. فیشر، رایت و پوستر به طور مشخص به مقایسه پیشگویی های آرمانگرایانه و غیرآرمانگرایانه در گفتمان حاکم بر اینترنت می‌‌پردازند. لوی، پوستر و جردن تا آنجا پیش رفته‌اند که معتقدند اینترنت ماهیتاً مهمل نما است: این وسیله جهانی اما غیرکلی، آزادی‌خواه و انحصار طلب، قدرتمند، شکننده و سریع، صرفاً در تحول است. از این رو بسیاری از نویسندگان مایلند در مباحث مهمل نما (مربوط به اینترنت) تنها درخصوص یک طرف، نظریه‌پردازی کنند. نمونه این مسأله را در مباحث بعدی می‌توان ملاحظه نمود.

برخی نویسندگان ضمن عدم دفاع آشکارا از ابزارگرایی ،دیدگاه‌هایی آرمانشهری درخصوص به اصطلاح «گذرگاه اطلاعاتی» مطرح می‌کنند. این نظریه پردازان پیش‌بینی می‌کنند که توانایی رهاشدن از ارتباطات اینترنتی در پیدایش اشکال جدید دموکراسی و ادارک جمعی در دهکده جهانی فضای مجازی تأثیر بسزایی دارد.

منتقدین آنها معتقدندکه این نویسندگان ازواقعیت غافلند و ارزشهای فرهنگی بطورجدایی‌ناپذیری با رسانه و زبان در ارتباطند و فرهنگ مجازی از ماتریکس فرهنگی و اجتماعی شناخته شده نشات گرفته است. این نظریه‌پردازان به طرح دیدگاه‌های جزمی‌تر فناوری و ناآرمانشهری درخصوص فضای مجازی در سطح وسیعتری پرداخته‌اند: در این دیدگاه‌ها، فرهنگ سرمایه‌داری و پول محور غالب است و سلسله مراتب بی‌عدالتی و نابرابری اقتصادی موجود را گسترش میدهد و از طرفی ارزشهای فرهنگی غربی/آمریکایی و مهارت‌های فنی را تقویت می‌کند.

این مباحث و مباحثی که موضوعاتی متقابل و متضاد دارند و به فرهنگ مجازی مربوطند (نظیر اینترنت به مثابه مرکز کنترل جمعی در مقابل اینترنت به مثابه یک فضای اجتماعی جدید یا اینترنت به مثابه بافت فرهنگی در مقابل اینترنت به مثابه یکدست ساخته فرهنگی همه در مباحث فلسفی‌ای که مبانی اثر فهرست شده در دیگر بخش‌های مقاله، را تشکیل می‌دهند آمده‌اند.

آیا ارزشهای فرهنگ مجازی صرفاًارزشهای وارد شده از فرهنگهای غیرمجازی موجودند؟یا فرهنگ مجازی فرهنگ جدید و خاص خود را دارد؟ نویسندگان بسیاری درخصوص ماهیت و خاستگاه‌های ارزشهای فرهنگ مجازی پژوهش‌ کرده‌اند.

انررسان معتقد است که "ارزش‌های فرهنگ مجازی،ارزش‌های گفتاری،قابل دسترس، آزاد و دارای واکنش سریع هستند". کستلز معتقد است که «فرهنگ هکری» اساس فرهنگ مجازی است و ارزش‌های شایسته‌سالارانه، مفهوم اولیه جامعه مجازی و آزادی فردی بالایی را به همراه دارد. جوردن مدعی است که فرهنگ مجازی، نیرویی است که فرهنگ، سیاست و اقتصاد را می‌سازد و «قدرت فناوری» را قدرتی تعریف می‌کند که نظام هنجاری فرهنگ مجازی را شکل می‌دهد. او در سال 2001 همانند کستلز، زبان انگلو- آمریکایی و فرهنگ متعصبانه فضای مجازی را که به اعتقاد او اساسش بر رقابت و صور اطلاعاتی لیبرال و ایدئولوژی‌های آنارشیستی استوار است را بررسی کرد.

ناپفر و مورس ماهیت مردسالارانه فرهنگ مجازی را بررسی می‌کنند در عین حال، کولکو معتقد است که اعضای (که عمدتاً آنگلو- آمریکایی‌اند) جوامع مجازی جدید،ارزش‌هایی (عمدتاً آمریکایی) از فرهنگ بومی خود نیز با خود وارد این جوامع می‌کنند. در نتیجه و همانگونه که استار نیز پیش‌تر خاطرنشان کرده بود،هیچ تضمینی وجودندارد که تعامل در شبکه صرفاً بی‌عدالتی‌های نژادی،جنسی و طبقاتی‌ای را که در اشکال دیگر ارتباطات سراغ داریم،کپی کند.

مقالاتی که شیلدز در سال 1996 در مجموعه‌ای ویراستاری کرد ویژگی‌های مربوط به ارزشهای فرهنگ مجازی و مواردی نظیر نوع نگاه به سانسور، تعامل اجتماعی، سیاست‌های سلطه‌ طلبانه و کنش‌های جنس‌مدارانه در شبکه را مورد بررسی قرار داده‌اند اما دیگران معتقدند که فضای مجازی محل ایجاد فرهنگی کاملاً جدید است.به عنوان مثال لوی می‌گوید،"فرهنگ مجازی بیانگر پیدایش یک فرهنگ متفاوت جهانی و جدید است،چراکه از عدم تعصب در فهم از جهان برگرفته شده است" و هیلی فضای مجازی را فضایی میانه‌ میان تمدن و صحرانشینی می‌داندکه در آن گرایشات و گزینه‌های فرهنگی را می‌توان انتخاب کرد.

در نتیجه هرگاه انسانها در خلال زمان با یکدیگرتعامل برقرار می نمایند، فرهنگهای جدید به وجود می آیند. در فضای مجازی، فناوریهای کامپیوتری شبکه ای،فرایند های ساختار فرهنگی را شکل میدهند (یا مانع می گردند یا بلوکه می کنند) و شکل گیری این فرایند را تسهیل می بخشند. اگرچه مباحثات درخصوص ماهیت فرهنگ مجازی به افراط کشیده می شود،اما یک نکته به شدت واضح و مبرهن است: در حوزه تعامل کامپیوتر- انسان، دیگر زمان کافی و مقتضی برای تمرکز بر تعامل میان ماشین و انسان وجود ندارد. هر کوششی در راستای بررسی ارتباطات انسانی شبکه ای باید تعامل انسانی را با فرهنگهای فضای مجازی در نظر گیرد که فناوریهای کامپیوتری مسبب آن بوده اند.

    google-buzz twitter digg facebook linkedin
نظرات بینندگان
نظر شما
نام: ایمیل:
نظر:
کد امنیتی:
captcha
Page Generated in 0.0382 sec